محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )
333
اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )
و عربانها » « 1 » يعنى : آرزو مىكنم كه خداوند حكومت نجد و زمام امور همه عربهاى اين سرزمين را به تو ببخشد . بدينترتيب مىبينيم محمد بن عبد الوهاب از خدا مىخواهد كه او مردم آزاد و داراييشان را به يار و ياور او عثمان ببخشد و آنها را بردگان او قرار دهد و از اين طرف تز دعوتش اين است كه مردم به توحيد خالص و عارى از شرك بگروند ، اما ما شيعهها كه معتقديم همه آزادند و هيچكس نمىتواند ديگرى را به عبوديت بكشد و خدا به انسانها عقل و سلامت و نعمتهاى فراوان داده و اين شيطان است كه ظلم و شرارت و فساد در بين مردم ايجاد مىكند و خدا دادگر و دادگستر است ، در نظر محمد بن عبد الوهاب مشرك هستيم . آرى به اين قرار بين دو شخصيت مذهبى و سياسى پيمانهايى يكى پس از ديگرى منعقد شده كه بهاى آنها دين و جان ملت بوده است و ازدواج با جوهره نيز براى تثبيت اين پيمانها صورت گرفته است . محمد بن عبد الوهاب ضمن اين پيمانها ، عثمان بن معمر اين مرد جاهطلب را بر جان و مال و دين مردم مسلط مىكند و بدون اينكه به عدالت او مطمئن باشد و از او راجع به اصلاح اوضاع و راحتى مردم و انجام كارهاى نيك قول بگيرد حكومت نجد و زمامدارى عرب اين ناحيه را به او واگذار مىنمايد و اينكار نه براساس انتخاب و آزادى عمل
--> ( 1 ) . مراجعه كنيد به تأريخ نجد عبد اللّه فيليپى : 36 چاپ المكتبة الأهلية بيروت ، مجله « المرشد » شماره 10 / 2 نسخه / 388 .